prohibitor

pro·hib·i·tor/prəˈhɪbɪtər/
pro-forwardhibhold, restrain-itorone who
noun (اسم)formalplural (جمع): prohibitors

اسم — ممنوع‌کننده

ممنوع‌کنندهبازدارنده

کسی که چیزی را ممنوع یا منع می‌کند.

One who forbids or prohibits something.

«ممنوع‌کننده همه دسترسی‌های غیرمجاز را مسدود کرد.»

The prohibitor blocked all unauthorized access.

«او به عنوان بازدارنده در برابر برنامه‌های حزب عمل کرد.»

He acted as a prohibitor to the party's plans.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000