در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ادامهدار برای مدت طولانی؛ طولانی شده.
Continuing for a long time; extended.
«جلسه به دلیل سوالات زیاد طولانی شد.»
“The meeting was prolonged due to many questions.”
«آنها با تأخیرهای طولانی در فرودگاه مواجه شدند.»
“They experienced prolonged delays at the airport.”
رایج. معنای مشابه؛ اغلب برای توصیف مدت زمان طولانی قابل تعویض است.
Common. Similar meaning; often used interchangeably to describe long duration.
رایج. برای چیزی که طولانی مدت است استفاده میشود؛ مترادف نزدیک.
Common. Used for something taking a long time; close synonym.