فعل — قول داد
با قول دادن، خود را متعهد به انجام یا دادن چیزی کردن. (ماضی و اسم مفعول promise)
To commit oneself by a promise to do or give something. (past tense and past participle of promise)
«او قول داد که در تکالیفم به من کمک کند.»
“He promised to help me with my homework.”
«آنها قول دادند که کتاب را با صداقت برگردانند.»
“They promised faithfully to return the book.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. 'سوگند خوردن' به قولی بسیار جدی و رسمی اشاره دارد، اغلب با تعهدی مقدس یا عمیقاً شخصی. 'او قسم خورد که از او محافظت کند' قویتر از 'او قول داد که از او محافظت کند' است. در گفتار روزمره کمتر رایج است.
Formal/literary. 'Vowed' implies a very solemn and serious promise, often with a sacred or deeply personal commitment. 'He vowed to protect her' is stronger than 'he promised to protect her'. Less common in everyday speech.
رسمی. 'تعهد دادن' نشاندهنده یک تعهد رسمی است، اغلب مالی یا سیاسی، و به معنای تضمین است. 'وفاداری متعهد شد' یا 'پول تعهد داد' کاربردهای رایجی هستند. 'او تعهد داد که کار را تمام کند' رسمیتر از 'او قول داد' است.
Formal. 'Pledged' suggests a formal commitment, often financial or political, and implies a guarantee. 'Pledged allegiance' or 'pledged money' are common uses. 'He pledged to finish the work' is more formal than 'he promised'.
صفت — وعدهداده شده
توافق شده یا چیزی که به احتمال زیاد اتفاق خواهد افتاد.
Agreed to or indicated as likely to happen.
«سرزمین موعود در انتظارشان بود.»
“The promised land awaited them.”
«بازگشت وعدهداده شده او به وی امید داد.»
“His promised return gave her hope.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'تضمین شده' به معنای اطمینان بسیار قویتری است که چیزی اتفاق خواهد افتاد، اغلب با پشتیبانی رسمی. 'پیروزی تضمین شده' قویتر از 'پیروزی وعده داده شده' است. 'وعده داده شده' میتواند به قصد اشاره کند بدون قطعیت کامل.
Everyday. 'Guaranteed' implies a much stronger assurance that something will happen, often with a formal backing. 'A guaranteed win' is stronger than 'a promised win'. 'Promised' can imply intent without full certainty.
ادبی/منسوخ. به چیزی که پیشبینی شده اشاره دارد، اغلب از طریق پیشگویی یا ابزارهای فراطبیعی. 'یک رویداد پیشبینی شده' معمولاً افسانهای یا باستانی است. 'یک رویداد وعده داده شده' ساخته دست بشر است.
Literary/archaic. Refers to something predicted, often by prophecy or supernatural means. 'A foretold event' is usually mythical or ancient. 'A promised event' is human-made.