foretold

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fore·told/fɔːrˈtoʊld/
fore-before / in advancetellto say / narrate
verb (فعل)formal

فعل — پیشگویی کردن

پیشگویی کردناز قبل گفتن

قبلاً درباره اتفاقی که در آینده می‌افتد حرف زده یا پیش‌بینی کرده بودن.

To have predicted or said something would happen in the future.

«پیامبر باستانی وقوع فاجعه را پیشگویی کرد.»

The ancient prophet foretold the coming disaster.

«او مدت‌ها قبل از شروع مسابقه پیروزی آنها را پیش‌بینی کرده بود.»

She had foretold their victory long before the match started.

تفاوت با واژه‌های مشابه
predictپیش‌بینی کردن

رایج. اغلب قابل جایگزینی، اما predict کلی‌تر و در زمینه‌های علمی هم استفاده می‌شود. foretell رسمی‌تر و ادبی‌تر است.

Common. Often interchangeable, but 'predict' is more general and used across many contexts including scientific forecasts. 'Foretell' is more literary or formal.

forecastپیش‌بینی کردن

رسمی/فنی. عمدتاً برای پیش‌بینی هوا یا اقتصاد استفاده می‌شود. وقتی صحبت پیشگویی اسطوره‌ای است جایگزین مناسبی نیست.

Formal/technical. Used mainly for weather or economic predictions. Not interchangeable when speaking about mystical or anecdotal predictions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000