foretells

fore·tells/fɔːrˈtɛlz/
fore-beforetellto say or inform-sthird person singular present
verb (فعل)commonpast (گذشته): foretoldpast participle (مفعولی): foretold-ing (حال): foretelling3rd (سوم): foretells

فعل — پیش‌بینی می‌کند

پیش‌بینی می‌کندخبر می‌دهد

پیش‌بینی یا نشان دادن اتفاق یا نتیجه در آینده.

Predicts or indicates a future event or outcome.

«داستان آینده‌ای تاریک را پیش‌بینی می‌کند.»

The story foretells a dark future.

«نشانه‌ها باران فردا را خبر می‌دهند.»

The signs foretells rain tomorrow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
predictپیش‌بینی کردن

متداول. اصطلاح عمومی برای گفتن اتفاقات آینده.

Common. General term for saying what will happen.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000