prosecutorial

pros·e·cu·to·ri·al/ˌprɒsɪˈkjuːtɔːriəl/
prosecuteto carry on, pursue legally-orialrelating to
adjective (صفت)formal

صفت — دادستانی

دادستانیمربوط به تعقیب قضایی

مرتبط با عملکرد یا وظایف دادستان یا تعقیب‌کننده قانونی.

Relating to the conduct or function of a prosecutor.

«رویکرد دادستانی تهاجمی بود.»

The prosecutorial approach was aggressive.

«او تجربه قوی در زمینه تعقیب قضایی دارد.»

She has strong prosecutorial experience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
judicialدادگاهی

رسمی. مربوط به دادگاه ها یا قضات به طور کلی، در حالی که prosecutorial خاص دادستان است.

Formal. Relating to courts or judges broadly, while prosecutorial is specifically about prosecutors.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000