prosecute

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pros·e·cute/ˈprɒsɪkjuːt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): prosecutedpast participle (مفعولی): prosecuted-ing (حال): prosecuting3rd (سوم): prosecutes

فعل — تعقیب قضایی کردن

تعقیب قضایی کردندادگاهی کردن

به طور رسمی کسی را به جرم متهم کردن و تعقیب قانونی کردن.

To officially charge someone with a crime and pursue legal action.

«دادگاه تصمیم گرفت متهم را تعقیب کند.»

The state decided to prosecute the suspect.

«قربانیان حق دارند متخلفان را تعقیب کنند.»

Victims have the right to prosecute offenders.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000