prosect

pro·sect/prəˈsɛkt/
pro-beforesecareto cut
1verb (فعل)technicalpast (گذشته): prosectedpast participle (مفعولی): prosected-ing (حال): prosecting3rd (سوم): prosects

فعل — تشریح کردن برای نمایش

تشریح کردن برای نمایشآماده‌سازی برای کالبدشکافی آموزشی

تهیه کردن یک نمونه تشریح شده (مثلاً جسد) برای نمایش یا مطالعه آناتومیکی.

To prepare a dissected specimen (e.g., a cadaver) for anatomical demonstration or study.

«دانشجوی پزشکی در حال یادگیری آماده‌سازی آناتومی انسان برای نمایش بود.»

The medical student was learning to prosect human anatomy.

«یک متخصص آناتومی ماهر، نمونه را برای سخنرانی فردا آماده تشریح خواهد کرد.»

A skilled anatomist will prosect the specimen for tomorrow's lecture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dissectتشریح کردن

رایج. اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما 'dissect' عمل کلی برش دادن برای مطالعه است، در حالی که 'prosect' به طور خاص به آماده‌سازی یک نمونه تشریح شده برای مشاهده یا یادگیری دیگران اشاره دارد. 'دانش‌آموز قورباغه را تشریح می‌کند' صحیح است. 'استاد جسد را برای کلاس آماده تشریح می‌کند' صحیح است.

Common. Often used interchangeably, but 'dissect' is the general act of cutting apart for study, whereas 'prosect' specifically refers to preparing a dissection for others to observe or learn from. 'A student dissects a frog' works. 'The professor prosects the cadaver for the class' works.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): prosects

اسم — نمونه تشریحی

نمونه تشریحیکالبدشکافی آماده

یک نمونه تشریح شده که برای نمایش یا مطالعه آماده شده است.

A dissected specimen prepared for demonstration or study.

«دانشجویان دور نمونه تشریحی جمع شدند تا اعضا را شناسایی کنند.»

The students gathered around the prosect to identify the organs.

«هر نمونه تشریحی در آزمایشگاه با دقت برچسب‌گذاری شده بود.»

Each prosect in the lab was carefully labeled.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cadaverجسد

رسمی/فنی. در زمینه بقایای انسانی آماده شده برای مطالعه، می‌توان به جای یکدیگر استفاده کرد. 'جسد پزشکی' صحیح است. با این حال، 'prosect' به طور خاص دلالت بر آماده‌سازی دارد، در حالی که 'cadaver' فقط خود بدن است.

Formal/Technical. Can be used interchangeably in the context of human remains prepared for study. 'A medical cadaver' works. However, 'prosect' specifically implies preparation, while 'cadaver' is just the body itself.

specimenنمونه

رایج. اصطلاحی کلی برای یک حیوان، گیاه، قطعه‌ای از یک کانی و غیره که به عنوان نمونه‌ای از گونه یا نوع خود برای مطالعه علمی یا نمایش استفاده می‌شود. 'Prosect' نوعی 'specimen' است. 'یک نمونه بیولوژیکی' صحیح است.

Common. A general term for an individual animal, plant, piece of a mineral, etc., used as an example of its species or type for scientific study or display. 'Prosect' is a type of 'specimen'. 'A biological specimen' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000