در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک نوع ژامبون خشک ایتالیایی که نازک برش داده شده و خام خورده میشود.
An Italian dry-cured ham, thinly sliced and served uncooked.
«پروسیتو را همراه با خربزه به عنوان پیشغذا خوردیم.»
“We enjoyed prosciutto with melon as an appetizer.”
«پروسیتو در بسیاری از غذاهای ایتالیایی محبوب است.»
“Prosciutto is popular in many Italian dishes.”