در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
افقی خوابیدن روی زمین، بهویژه به صورت روی زمین، معمولاً بهعنوان نشانه تسلیم یا خستگی.
Lying stretched out on the ground, especially face down, often in submission or exhaustion.
«او پس از دویدن طولانی روی زمین دراز کشید.»
“He lay prostrate on the ground after the long run.”
«او از شدت غم کاملاً شکست خورده بود.»
“She was prostrate with grief.”
رایج. دراز کشیدن صاف، معمولاً به صورت رو به پایین؛ اغلب در متن پزشکی یا بیطرف.
Common. Lying flat, usually face down; often in neutral or medical context.
دراز کشیدن روی زمین بهویژه به صورت رو به پایین، گاهی به نشانه تسلیم یا خستگی.
To lie stretched out on the ground, especially face down in submission or exhaustion.
«او در برابر پادشاه به حالت افتاده درآمد.»
“He prostrated himself before the king.”
«سرباز شکستخورده روی میدان نبرد افتاده بود.»
“The defeated soldier prostrated on the battlefield.”