providentially

pro·vi·den·tial·ly/ˌprɒvɪˈdɛnʃəli/
providencedivine care or guidance-ialrelating to-lyadverb suffix
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): providentialposition (جایگاه): middle

قید — خوش‌شانسانه

خوش‌شانسانهبه صورت تدبیرآمیز

به شکلی که نشان‌دهنده دخالت الهی یا زمان‌بندی خوشایند باشد.

In a way that suggests divine intervention or fortunate timing.

«خوشبختانه کسی در تصادف آسیب ندید.»

Providentially, no one was hurt in the accident.

«باران درست قبل از مراسم به موقع قطع شد.»

The rain stopped providentially before the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
luckilyخوشبختانه

رایج. به خوش‌شانسی اشاره دارد ولی کمتر بر جنبه الهی تأکید دارد.

Common. Indicates good fortune but less emphasis on divine aspect than providentially.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000