در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قسمت جلویی بدنه کشتی که آب را میشکند.
The front part of a ship’s bow that cuts through the water.
«امواج به جلوی کشتی برخورد کردند.»
“The waves crashed against the ship's prow.”
«ما در جلوی کشتی ایستادیم و طلوع خورشید را نگاه کردیم.»
“We stood at the prow watching the sunrise.”