psychoanalyzed

psy·cho·an·a·lyzed/ˈsaɪkoʊˌænəlaɪzd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): psychoanalyzedpast participle (مفعولی): psychoanalyzed-ing (حال): psychoanalyzing3rd (سوم): psychoanalyzes

فعل — روانکاوی کرد

روانکاوی کرد

گذشته روانکاوی کردن: انجام روانکاوی بر روی کسی.

Past tense of psychoanalyse: conducted psychoanalysis on someone.

«او چندین ماه روانکاوی شد.»

He was psychoanalyzed for several months.

«بیمار توسط یک متخصص روانکاوی شد.»

The patient was psychoanalyzed by a specialist.

تفاوت با واژه‌های مشابه
analyzedتحلیل کرد

تحلیل کلی؛ psychoanalyzed خاص‌تر و مربوط به روان درمانی است.

General analysis; psychoanalyzed is more specific to psychological therapy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000