pulling the plug

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pull·ing the plug/ˈpʊlɪŋ ðə plʌɡ/
1phrase (عبارت)informal

عبارت — متوقف کردن

متوقف کردنحمایت را قطع کردن

با قطع حمایت یا بودجه، پروژه یا فعالیتی را متوقف کردن.

Stopping a project, service, or activity by ending its support or funding.

«آن‌ها حمایت از پروژه را قطع می‌کنند.»

They are pulling the plug on the project.

«استودیو به توقف زودهنگام کار فکر کرد.»

The studio considered pulling the plug early.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — قطع درمان نگه‌دارندهٔ حیات

قطع درمان نگه‌دارندهٔ حیاتقطع دستگاه‌های حیاتی

در گفتار غیررسمی، قطع درمانی که زندگی بیمار را حفظ می‌کند.

Ending life-sustaining medical treatment for a patient.

«خانواده دربارهٔ قطع درمان نگه‌دارندهٔ حیات صحبت کردند.»

The family discussed pulling the plug.

«پزشکان با قطع فوری درمان مخالفت کردند.»

Doctors opposed pulling the plug immediately.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000