فعل — لهشده
با مشت یا شیئی کند بارها ضربه خوردن؛ به شدت کتک خوردن.
Struck repeatedly with fists or a blunt object; severely beaten.
«بوکسور در راند اول حریف خود را کوبید.»
“The boxer pummeled his opponent in the first round.”
«او توسط امواج سهمگین کوبیده شد.»
“He was pummeled by the heavy waves.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاحی کلی برای ضربه زدن مکرر به کسی یا چیزی. در مورد حملات فیزیکی میتوان آن را با 'pummeled' جایگزین کرد، اما 'pummeled' به ضربات قویتر و مداوم اشاره دارد. مثال: 'او توسط قلدها کتک خورد' و 'بوکسور حریفش را له کرد' درست است.
Common. A general term for striking someone or something repeatedly. Can often be interchanged with 'pummeled' for physical assault, but 'pummeled' implies more forceful and continuous blows. 'He was beaten by the bullies' works, 'The boxer pummeled his opponent' works.
غیررسمی. به معنای کتک زدن شدید و خشن است، اغلب با شلاق یا چوب، یا به سادگی یک کتک زدن خیلی سخت با مشت. شدیدتر از 'beaten'. مثال: 'او حریفش را در مبارزه به شدت کتک زد' و 'او قالیها را برای تمیز کردن تکاند' هر دو درست است.
Informal. Implies a violent, severe beating, often with a whip or stick, or simply a very hard beating with fists. More intense than 'beaten'. 'He thrashed his opponent in the fight' works, 'She thrashed the rugs to clean them' also works.
متضادها
صفت — لهشده
در معرض ضربات مکرر یا ضربههای شدید قرار گرفته، که اغلب باعث آسیب یا جراحت میشود.
Having been subjected to repeated blows or heavy impact, often causing damage or injury.
«در کوبیدهشده سرانجام تسلیم شد.»
“The pummeled door finally gave way.”
«غرور ضربهخورده او نیاز به تقویت داشت.»
“His pummeled ego needed a boost.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اغلب برای اشیا یا افرادی که آسیب یا آزار مکرر دیدهاند استفاده میشود. در زمینه آسیب فیزیکی قابل جایگزینی است. مثال: 'ماشین قدیمی کوبیده' درست است، 'شهرت لهشده' هم درست است، هرچند 'battered' برای اشیا رایجتر است.
Common. Often used for objects or people that have suffered repeated damage or abuse. Interchangeable in contexts of physical damage. 'The battered old car' works, 'a pummeled reputation' works, though 'battered' is more common for objects.