در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نمایانگر نشانههای آسیب یا ضربههای مکرر.
Showing signs of repeated damage or abuse.
«خودروی آسیبدیده به سختی قابل رانندگی بود.»
“The battered car was barely drivable.”
«او داستانی درباره گذشته آسیبدیدهاش گفت.»
“She told a story about her battered past.”
رایج. کلی برای چیزی که آسیب دیده.
Common. General for something harmed.