puncher

pun·cher/ˈpʌntʃər/
punchto strike with a fist-eragent / one who does
1noun (اسم)commonplural (جمع): punchers

اسم — مشت‌زن

مشت‌زنضربه زننده

فردی که ضربه می‌زند، به خصوص کسی که بوکسور است یا ضربات قوی می‌زند.

A person who punches, especially one who boxes or throws strong punches.

«او در رینگ به عنوان یک مشت‌زن قوی شناخته می‌شد.»

He was known as a heavy puncher in the ring.

«مشت‌زن ضربه حذفی را به حریفش وارد کرد.»

The puncher delivered a knockout blow to his opponent.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boxerبوکسور

متداول. به طور خاص به کسی که در ورزش بوکس شرکت می‌کند، اشاره دارد. 'یک بوکسور حرفه‌ای' صحیح است. در حالی که همه بوکسورها مشت‌زن هستند، همه مشت‌زن‌ها بوکسور نیستند (مثلاً کسی که به دیوار مشت می‌زند).

Common. Specifically refers to someone who engages in the sport of boxing. 'A professional boxer' works. While all boxers are punchers, not all punchers are boxers (e.g., someone punching a wall).

strikerمهاجم

متداول. به کسی که ضربه می‌زند یا حمله می‌کند، اغلب در یک زمینه گسترده‌تر مانند ورزش (مثلاً مهاجم فوتبال) اشاره دارد. 'یک مهاجم قدرتمند' صحیح است. کمتر از 'puncher' به مشت زدن با مشت اشاره دارد.

Common. Refers to someone who hits or strikes, often in a broader context like sports (e.g., a football striker). 'A powerful striker' works. Less specific to fist-punching than 'puncher'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): punchers

اسم — سوراخ‌کن

سوراخ‌کنپانچ

ابزار یا ماشینی که برای سوراخ کردن یا ایجاد فرورفتگی استفاده می‌شود.

A tool or machine used for punching holes or making indentations.

«کارخانه از یک سوراخ‌کن بزرگ برای ایجاد سوراخ در ورق‌های فلزی استفاده می‌کند.»

The factory uses a large puncher to create holes in metal sheets.

«من برای سوراخ کردن این اسناد به یک پانچ نیاز دارم.»

I need a puncher to make holes in these documents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
perforatorسوراخ‌کننده

فنی/رسمی. دستگاهی برای سوراخ کردن مواد. 'یک سوراخ‌کننده بلیط' صحیح است. می‌تواند برای مواد مختلف، اغلب صنعتی باشد.

Technical/Formal. A device for perforating materials. 'A ticket perforator' works. Can be for various materials, often industrial.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000