push it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊʃ ɪt/
1phrase (عبارت)informal

عبارت — زیادی پیش رفتن

زیادی پیش رفتنریسک را بالا بردن

با زیاده‌روی یا ریسک کردن از حد قابل‌قبول فراتر رفتن.

To take a risk by going too far or demanding too much.

«می‌توانی اعتراض کنی، اما زیادی پیش نرو.»

You can complain, but don't push it.

«او زیادی پیش رفت و اعتمادشان را از دست داد.»

He pushed it and lost their trust.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — تا حد زیاد فشار آوردن

تا حد زیاد فشار آوردنبا سرعت زیاد راندن

وسیله یا توان خود را با سرعت یا فشار بسیار زیاد به کار گرفتن.

To drive or operate something at a very high speed or intensity.

«موتور داغ است، پس به آن فشار نیاور.»

The engine is hot, so don't push it.

«او در بزرگراه خلوت با سرعت زیادی راند.»

She pushed it on the empty highway.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000