put in the ground

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt ɪn ðə ɡraʊnd/
1phrase (عبارت)common

عبارت — در خاک کاشتن

در خاک کاشتندر زمین گذاشتن

بذر، گیاه یا چیز دیگری را در خاک قرار دادن.

To place seeds, plants, or another object in soil.

«ما دیروز پیازهای گل را در خاک کاشتیم.»

We put the bulbs in the ground yesterday.

«نهال را بااحتیاط در زمین بکار.»

Put the young tree in the ground carefully.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — به خاک سپردن

به خاک سپردندفن کردن

فردی مرده را به خاک سپردن.

To bury a dead person.

«آن‌ها جمعه او را به خاک سپردند.»

They put him in the ground on Friday.

«خانواده‌اش او را همان نزدیکی به خاک سپردند.»

Her family put her in the ground nearby.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000