put on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt ɒn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پوشیدن

پوشیدنبرتن کردن

پوشیدن لباس یا وسایل تزئینی روی بدن.

To place clothes or accessories onto one's body.

«قبل از بیرون رفتن کتش را پوشید.»

She put on her coat before going out.

«برای خواندن عینکش را بر چشم زد.»

He put on his glasses to read.

تفاوت با واژه‌های مشابه
donپوشیدن

رسمی. به معنی پوشیدن لباس است، عمدتاً در متون رسمی جایگزین put on می‌شود.

Formal. Means to put on clothes, interchangeable with 'put on' mostly in formal texts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000