put something into perspective

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put some·thing in·to per·spec·tive/pʊt ˈsʌmθɪŋ ˈɪntu pərˈspɛktɪv/
phrase (عبارت)common

عبارت — در چشم‌انداز درست قرار دادن

در چشم‌انداز درست قرار دادناهمیت واقعی را روشن کردن

با دیدن موضوع در چارچوبی بزرگ‌تر، اهمیت واقعی آن را روشن کردن.

To make the true importance of something easier to understand by comparing it with a wider situation.

«گزارش اهمیت واقعی خطرها را روشن کرد.»

The report put the risks into perspective.

«سفر می‌تواند نگرانی‌های روزمره را در چشم‌انداز درست قرار دهد.»

Travel can put daily worries into perspective.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000