put through the wringer

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put through the wring·er/pʊt θruː ðə ˈrɪŋər/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از فشار زیادی گذراندن

از فشار زیادی گذراندنسخت آزردن

کسی را وادار کردن فشار و سختی زیادی را تحمل کند.

To make someone endure a very stressful or difficult experience.

«فرایند مصاحبه خیلی به من فشار آورد.»

The interview process put me through the wringer.

«مراقبت از او، او را حسابی فرسوده کرد.»

Caring for him put her through the wringer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000