put to use

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt tə juːs/
phrase (عبارت)common

عبارت — به کار گرفتن

به کار گرفتناستفاده کردن

چیزی را برای هدفی عملی به کار گرفتن.

To begin using something for a practical purpose.

«از اتاق خالی به‌عنوان دفتر استفاده کردیم.»

We put the empty room to use as an office.

«تیم فوراً داده‌ها را به کار گرفت.»

The team put the data to use immediately.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000