quarterly

quar·ter·ly/ˈkwɔːrtərli/
1adjective (صفت)common

صفت — فصلی

فصلیهر سه ماه یک بار

اتفاق افتادن یا تولید شدن هر سه ماه یک بار

Happening or produced every three months

«شرکت هر سه ماه یک بار گزارش منتشر می‌کند.»

The company publishes a quarterly report.

«او در جلسات فصلی محل کار شرکت می‌کند.»

She attends quarterly meetings at work.

متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): timeadjective (صفت): quarterlyposition (جایگاه): end

قید — هر سه ماه یک بار

هر سه ماه یک بار

هر سه ماه یک بار؛ یک بار در هر فصل

Every three months; once per quarter

«مجله هر سه ماه یک بار منتشر می‌شود.»

The magazine is issued quarterly.

«سود سهام هر سه ماه یک بار به سهامداران پرداخت می‌شود.»

Dividends are paid quarterly to shareholders.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000