queen bee

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈkwin bi/
1noun (اسم)commonplural (جمع): queen bees

اسم — ملکهٔ زنبورها

ملکهٔ زنبورهازنبور ملکه

زنبور مادهٔ بارورِ کندو که تخم می‌گذارد.

The fertile female bee that lays the eggs in a colony.

«زنبور ملکه در بهار شروع به تخم‌گذاری کرد.»

The queen bee began laying eggs in spring.

«زنبورهای کارگر از ملکه در کندو محافظت می‌کنند.»

Workers protect the queen bee in the hive.

2noun (اسم)informalplural (جمع): queen bees

اسم — زن بانفوذ

زن بانفوذرئیس گروه زنان

زنی که در یک گروه بیشترین نفوذ یا جایگاه را دارد.

A woman who has the most influence or status in a group.

«او بانفوذترین زنِ اداره بود.»

She was the queen bee of the office.

«دختر بانفوذ مدرسه فهرست مهمان‌ها را انتخاب کرد.»

The school's queen bee chose the guest list.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leaderرهبر

روزمره و خنثی است. در بافت گروهی، مانند «رهبر گروه»، می‌تواند جای queen bee بیاید، اما سلسله‌مراتب اجتماعیِ زنانه را نمی‌رساند.

Everyday and neutral. It can replace 'queen bee' in a group context, as in 'the leader of the group,' but it does not suggest a female social hierarchy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000