quickie

quick·ie/ˈkwɪki/
quickfast-iediminutive or informal noun suffix
noun (اسم)informalplural (جمع): quickies

اسم — کار سریع

کار سریععمل سریع

کاری که سریع انجام می‌شود، معمولاً کوتاه و غیررسمی

Something done quickly, often implying brevity and informality

«بیایید یک استراحت کوتاه برای قهوه داشته باشیم.»

Let's have a quickie coffee break.

«او می‌خواست معامله سریعی انجام دهد.»

He wanted a quickie deal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000