verb (فعل)commonpast (گذشته): quippedpast participle (مفعولی): quipped-ing (حال): quipping3rd (سوم): quips
فعل — طعنه زدن
طعنه زدنجواب تند دادن
به طور ناگهانی و تندیک جمله یا جوابی باهوش یا کنایهآمیز گفتن.
Made a clever or witty remark, usually spontaneously.
«او درباره جلسه طولانی طعنه زد.»
“He quipped about the long meeting.”
«او طعنه زد: «خب، این غیرمنتظره بود!»»
“She quipped, ‘Well, that was unexpected!’”
تفاوت با واژههای مشابه
joked— شوخی کرد
غیررسمی. معنای مشابه ولی معمولاً کمتر تند و کنایهآمیز از quipped است. بیشتر در مکالمات دوستانه به کار میرود.
Informal. Similar meaning but usually lighter and less sharp than 'quipped'. Works well in casual settings.