quivers

quiv·ers/ˈkwɪvərz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): quivers

اسم — کیف تیر

کیف تیرجلد تیر

ظرف یا کیف برای نگه داشتن تیرها

Containers used for holding arrows

«او تیرهایش را در یک کیف چرمی حمل می‌کرد.»

He carried his arrows in a leather quiver.

«کیف تیر به پشتش بسته شده بود.»

The quiver was strapped to his back.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): quiveredpast participle (مفعولی): quivered-ing (حال): quivering3rd (سوم): quivers

فعل — لرزیدن

لرزیدنلرزه کردن

به سرعت و کمی تکان خوردن یا لرزیدن

Moves or shakes slightly and rapidly

«لب‌هایش از شدت احساس لرزید.»

Her lips quivered with emotion.

«برگ‌ها در باد لرزیدند.»

The leaves quivered in the wind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tremblesلرزش می‌کند

روزمره؛ معنای مشابه اما quiver معمولاً تکان یا لرزش کوچک‌تر دارد.

Everyday; similar meaning but quiver implies quicker or smaller movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000