rabat

ra·bat/rəˈbæt/
1noun (اسم)common

اسم — رباط

رباط

شهری که پایتخت مراکش است و در ساحل اقیانوس اطلس واقع شده.

A city that is the capital of Morocco, located on the Atlantic coast.

«رباط به خاطر مکان‌های تاریخی‌اش شناخته شده است.»

Rabat is known for its historical sites.

«ما قصد داریم سال آینده از رباط دیدن کنیم.»

We plan to visit Rabat next year.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): rabats

اسم — یقه کشیشی

یقه کشیشی

نوعی یقه، که اغلب توسط روحانیون پوشیده می‌شود، شامل نواری دور گردن با دو تکه پهن که از جلو آویزان است.

A type of collar, often worn by clergy, consisting of a band around the neck with two broad pieces hanging down the front.

«کشیش قبل از مراسم، یقه خود را تنظیم کرد.»

The priest adjusted his rabat before the service.

«او طرح پیچیده یقه را تحسین کرد.»

She admired the intricate design of the rabat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000