quotidian

quo·tid·i·an/kwəˈtɪdiən/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): quotidianersuperlative (عالی): quotidianest

صفت — روزانه

روزانهروزمره

روزمره؛ اتفاقی که هر روز رخ می‌دهد.

Occurring every day; daily.

«روال روزمره او شامل دویدن صبحگاهی است.»

His quotidian routine includes morning jogging.

«کارهای روزمره به مرور زمان خسته‌کننده شدند.»

The quotidian tasks became boring over time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dailyروزانه

رایج. در بیشتر موارد کاملاً قابل تعویض است.

Common. Fully interchangeable in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000