در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که حکایتها و داستانها را به شکلی ماهرانه و سرگرمکننده تعریف میکند.
A person who tells anecdotes in a skillful and amusing way.
«او یک راوی ماهر درخشان بود و همیشه مهمانان را با داستانهایش سرگرم میکرد.»
“He was a brilliant raconteur, always entertaining guests with his tales.”
«پدربزرگش یک شیرینسخن ذاتی با داستانهای بیشمار و جذاب بود.»
“Her grandfather was a natural raconteur with endless fascinating stories.”
روزمره. اصطلاحی گستردهتر برای کسی که داستان میگوید، که میتواند واقعی یا تخیلی باشد. 'Raconteur' به طور خاص مهارت و شوخطبعی در تعریف حکایتها، اغلب شخصی، را بیان میکند. 'او یک داستانگوی عالی برای کودکان است' مناسب است، اما 'او یک راوی ماهر واقعی در مهمانیهاست' مهارت متفاوتی را برجسته میکند.
Everyday. A broader term for someone who tells stories, which can be factual or fictional. 'Raconteur' specifically implies skill and wit in telling anecdotes, often personal. 'He's a great storyteller for children' works, but 'He's a true raconteur at parties' highlights a different skill.
متداول/رسمی. به کسی که داستانی را روایت میکند، به ویژه در کتاب، فیلم یا نمایش، اشاره دارد. کمتر به اجرا یا سرگرمی توجه دارد تا 'raconteur'. 'راوی مستند' مناسب است، 'او یک شیرینسخن جذاب است' برای حکایتهای شخصی.
Common/Formal. Refers to someone who narrates a story, especially in a book, film, or play. Less about performance or amusement than 'raconteur'. 'The narrator of the documentary' works, 'She's a charming raconteur' for personal anecdotes.