rambling

ram·bling/ˈræm.blɪŋ/
rambleto wander aimlessly-ingpresent participle suffix
adjective (صفت)common

صفت — پراکنده

پراکندهدوغ‌و‌دوغ‌کن

طولانی و گیج‌کننده یا بدون هدف در گفتار یا نوشتار.

Lengthy and confused or aimless in speech or writing.

«داستان پراکنده‌اش سخت قابل دنبال کردن بود.»

His rambling story was hard to follow.

«او سخنرانی پراکنده‌ای بدون تمرکز کرد.»

She gave a rambling speech without focus.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000