در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
رفتاری بازیگوش یا شرورانه به سبک شیطانصفت.
Behaving in a mischievous or cheeky way, like a rascal.
«او بعد از شوخی، لبخندی بازیگوش داشت.»
“He had a rascally grin after the prank.”
«آن بچه شرور کلیدهایم را مخفی کرد.»
“The rascally child hid my keys.”
متداول. برای رفتار بازیگوشانه یا کمی شیطانصفت استفاده میشود. در رفتارهای سبک قابل تعویض با rascally است.
Common. Used for playful or slightly naughty behavior. Interchangeable with 'rascally' for light mischief but not serious wrongdoing.