rascally

ras·cal·ly/ˈræskəli/
rascala dishonest or mischievous person-lyadverb-forming suffix
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): rascalliersuperlative (عالی): rascalliest

صفت — بدجنس

بدجنسشرورآشوبگر

رفتاری بازیگوش یا شرورانه به سبک شیطان‌صفت.

Behaving in a mischievous or cheeky way, like a rascal.

«او بعد از شوخی، لبخندی بازیگوش داشت.»

He had a rascally grin after the prank.

«آن بچه شرور کلیدهایم را مخفی کرد.»

The rascally child hid my keys.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mischievousشیطان

متداول. برای رفتار بازیگوشانه یا کمی شیطان‌صفت استفاده می‌شود. در رفتارهای سبک قابل تعویض با rascally است.

Common. Used for playful or slightly naughty behavior. Interchangeable with 'rascally' for light mischief but not serious wrongdoing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000