در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای عطش بازیگوشانه و کمی شیطنتآمیز برای ایجاد مزاحمت.
Showing a fondness for causing trouble in a playful or slightly naughty way.
«کودک بازیگوش اسباببازی خواهرش را مخفی کرد.»
“The mischievous child hid his sister's toy.”
«او پس از شوخی یک لبخند شرورانه زد.»
“She gave a mischievous smile after the prank.”
غیررسمی. معمولاً به رفتارهای کوچک اشاره دارد و بیشتر برای کودکان به کار میرود — «کودک شیطان» درست است ولی «نقشه شرورانه» نه.
Informal. Usually refers to minor misbehavior, often used for children — 'a naughty child' fits but 'mischievous plan' does not.
معمولی. تاکید بر خوشگذرانی و مزاحمت سبک دارد، وقتی شیطنت ملایم و بیضرر است قابل جایگزینی است.
Common. Emphasizes fun and lighthearted trouble-making, interchangeable when the mischief is gentle and not harmful.