mischief

mis·chief/ˈmɪstʃɪf/
mis-badchiefleader, main
noun (اسم)common

اسم — یشندگی

یشندگیشرارتدردسر

رفتار بازیگوشانه یا مضر که باعث دردسر یا آسیب جزئی می‌شود.

Playful or harmful behavior causing trouble or minor damage.

«کودکان هنگام دوری والدین به شرارت پرداختند.»

The children got into mischief while their parents were away.

«گربه در خانه دردسر ایجاد کرد.»

The cat caused mischief in the house.

تفاوت با واژه‌های مشابه
naughtinessشیطنت

غیررسمی است و به رفتار بازیگوشانه و بد در کودکان اشاره دارد و اغلب با mischief قابل تعویض است.

Informal. Refers to playful bad behavior in children, often interchangeable with mischief.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000