در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مقدار مشخص و رسمی غذا یا ملزومات که به هر نفر تخصیص داده میشود، بهویژه هنگام کمبود
a fixed amount of food or supplies officially allowed to each person, especially during a shortage
«هر سرباز روزانه مقدار معینی غذا دریافت میکرد.»
“Each soldier received a daily ration of food.”
«در زمان جنگ سهمیهها محدود بود.»
“Rations were limited during the war.”
رایج. معنی مشابه وقتی به مقدار تخصیص داده شده اشاره دارد، مثل 'سهمیه غذا'.
Common. Similar meaning when referring to allotted amounts, e.g. 'food allowance'.
کنترل کردن مقدار منابع یا ملزومات که داده میشود، مخصوصاً هنگام کمبود
to control the amount of resources or supplies given, especially during scarcity
«آنها مجبور شدند آب را در بیابان سهمیهبندی کنند.»
“They had to ration water in the desert.”
«بنزین در دوران بحران سهمیهبندی شد.»
“Gasoline was rationed during the crisis.”
رسمی. معنی مشابه هنگام تقسیم منابع، مانند 'سهمیهبندی آب در خشکسالی'.
Formal. Similar in meaning when distributing resources, e.g. 'ration water during drought'.