rationing

ra·tion·ing/ˈræʃənɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — نقد مصرف

نقد مصرفجیره‌بندی

کنترل توزیع منابع در مقادیر مشخص، معمولا در شرایط کمبود

Controlling the distribution of resources in fixed amounts, often in shortages

«جیره‌بندی غذا در طول جنگ رایج بود.»

Food rationing was common during the war.

«جیره‌بندی به توزیع عادلانه منابع محدود کمک کرد.»

Rationing helped distribute limited supplies fairly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
allocationتخصیص

رسمی. عمل توزیع منابع، در برخی موارد با rationing قابل تعویض است.

Formal. The act of distributing resources, often used interchangeably with rationing in certain contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000