در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی شوخیآمیز یا بیادبانه کسی را مسخره کردن.
To tease or mock someone in a playful or rude way.
«جمعیت در طول اجرا کمدین را مسخره کردند.»
“The crowd razzed the comedian during his act.”
«او دوست دارد دوستانش را به شوخی مسخره کند.»
“He loves to razz his friends jokingly.”
غیررسمی، معمولاً شوخیآمیز؛ razz معمولاً معنای مسخرهتر دارد.
Informal, often playful; razz usually implies more mockery.
بیان تمسخر، مانند سوت یا صدای مسخرهآمیز بلند.
An expression of derision or mockery, such as a loud whistle or catcall.
«بازیگر صدای تمسخر حضار را نادیده گرفت.»
“The actor ignored the razz from the audience.”
«بعد از باخت تیم صدای تمسخر بلند به آنها دادند.»
“They gave the team a loud razz after the loss.”
رایج در رویدادها برای نشان دادن نارضایتی یا تمسخر، مشابه razz به عنوان اسم.
Common at events to show displeasure or mockery, similar to razz as a noun.