razzed

/ræzd/
razzto tease or ridicule-edpast tense suffix
verb (فعل)informalpast (گذشته): razzedpast participle (مفعولی): razzed-ing (حال): razzing3rd (سوم): razzes

فعل — مسخره کردن

مسخره کردندست انداختن

گذشته فعل razz؛ با شوخی یا تمسخر کسی را دست انداختن.

Past tense of razz; to tease or mock in a playful way.

«آن‌ها به خاطر مدل موی جدیدش دست انداختند.»

They razzed him for his new haircut.

«دوستانش در مهمانی او را مسخره کردند.»

She was razzed by friends at the party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
teasedمسخره شده

رایج و غیررسمی است؛ در بافت‌های شوخی تقریباً هم‌معنی.

Common and informal. Similar meaning in playful contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000