readmit

re·ad·mit/ˌriːədˈmɪt/
re-againadmitto allow entry
verb (فعل)formalpast (گذشته): readmittedpast participle (مفعولی): readmitted-ing (حال): readmitting3rd (سوم): readmits

فعل — دوباره پذیرش کردن

دوباره پذیرش کردندوباره اجازه ورود دادن

دوباره اجازه ورود به کسی دادن، مخصوصاً به بیمارستان یا سازمان.

To allow someone to enter again, especially into a hospital or organization.

«بیمار پس از عوارض دوباره به بیمارستان پذیرش شد.»

The patient was readmitted to the hospital after complications.

«عضو را دوباره به باشگاه پذیرش کردند.»

They readmitted the member to the club.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000