reading

read·ing/ˈriːdɪŋ/
1noun (اسم)common

اسم — خواندن

خواندنقرائت

عمل یا مهارت خواندن یک فرد.

The action or skill of a person who reads.

«خواندن یک مهارت اساسی است.»

Reading is a fundamental skill.

«او غروب‌هایش را با خواندن می‌گذراند.»

She spends her evenings reading.

تفاوت با واژه‌های مشابه
literacyسواد

رسمی. به توانایی خواندن و نوشتن، یا دانش در یک حوزه خاص اشاره دارد. 'Reading' خود عمل یا مهارت است. 'نرخ سواد رو به افزایش است' در مقابل 'من از خواندن لذت می‌برم'.

Formal. Refers to the ability to read and write, or knowledge in a particular area. 'Reading' is the act or skill itself. 'Literacy rates are rising' vs. 'I enjoy reading'.

perusalبررسی

رسمی/ادبی. عمل خواندن یا بررسی دقیق چیزی. اغلب به معنای بازبینی کامل است. 'بررسی دقیق اسناد.' 'خواندن' گسترده‌تر است و می‌تواند غیررسمی باشد.

Formal/literary. The action of reading or examining something carefully. Often implies a thorough review. 'A careful perusal of the documents.' 'Reading' is broader and can be casual.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): readings

اسم — مطالعه

مطالعهمتن خواندنی

ماده‌ای که خوانده می‌شود یا برای خواندن در نظر گرفته شده است.

Material that is read or intended to be read.

«مقدار زیادی مطالعه اجباری برای این درس وجود دارد.»

There's a lot of required reading for this course.

«او برای سفرش مقداری مطلب سبک برای خواندن برداشت.»

He picked up some light reading for his trip.

تفاوت با واژه‌های مشابه
materialماده

روزمره. به اقلام یا اطلاعاتی اشاره دارد که می‌توان از آنها استفاده کرد. 'ماده خواندنی' نوع خاصی از ماده است. 'او مواد تحقیقاتی را جمع‌آوری کرد.'

Everyday. Refers to items or information that can be used. 'Reading material' is a specific type of material. 'He gathered research material.'

textمتن

روزمره. به کلمات نوشته شده یا چاپ شده اشاره دارد. 'متن سند.' 'خواندن' می‌تواند طیف وسیع‌تری از رسانه‌ها را فراتر از فقط متن شامل شود، به عنوان مثال، 'خواندن نقشه'.

Everyday. Refers to written or printed words. 'The text of the document.' 'Reading' can encompass a broader range of media than just text, e.g., 'reading a map'.

3noun (اسم)commonplural (جمع): readings

اسم — عدد خوانده شده

عدد خوانده شدهمقدار اندازه‌گیری شده

عدد یا مقداری که توسط یک ابزار اندازه‌گیری نشان داده می‌شود.

A figure or amount indicated on a measuring instrument.

«عدد خوانده شده دما ۲۵ درجه سانتی‌گراد بود.»

The temperature reading was 25 degrees Celsius.

«عدد فشار را روی گیج بررسی کنید.»

Check the pressure reading on the gauge.

تفاوت با واژه‌های مشابه
measurementاندازه‌گیری

روزمره. نتیجه اندازه‌گیری چیزی. 'Reading' مقدار خاصی است که روی یک دستگاه نشان داده می‌شود. 'اندازه‌گیری کن' در مقابل 'سنجشگر یک مقدار را نشان داد'.

Everyday. The result of measuring something. 'Reading' is the specific value shown on a device. 'Take a measurement' vs. 'The meter showed a reading'.

indicatorنشانگر

رایج. چیزی که به یک مقدار یا وضعیت اشاره یا آن را نشان می‌دهد. 'چراغ نشانگر روغن.' 'Reading' خروجی عددی خاص یک نشانگر است.

Common. Something that points to or shows a value or condition. 'The oil indicator light.' 'Reading' is the specific numerical output of an indicator.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000