readjust

re·ad·just/ˌriːəˈdʒʌst/
re-againadjustto make a small change
verb (فعل)commonpast (گذشته): readjustedpast participle (مفعولی): readjusted-ing (حال): readjusting3rd (سوم): readjusts

فعل — دوباره تنظیم کردن

دوباره تنظیم کردنسازگار شدن مجدد

دوباره یا به شکل متفاوتی با شرایط جدید یا تغییرات سازگار شدن.

To adjust again or differently to new conditions or changes.

«او بعد از تأخیر مجبور شد برنامه‌هایش را دوباره تنظیم کند.»

He had to readjust his plans after the delay.

«خلبان کنترل‌ها را دوباره تنظیم کرد.»

The pilot readjusted the controls.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adaptسازگار شدن

رایج. برای سازگاری با موقعیت‌های جدید به کار می‌رود.

Common. Used similarly to mean making changes to suit new situations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000