reapplied

re·ap·plied/ˌriːəˈplaɪd/
re-againappliedput to use or make a formal request
verb (فعل)commonpast (گذشته): reappliedpast participle (مفعولی): reapplied-ing (حال): reapplying3rd (سوم): reapplies

فعل — دوباره اعمال کردن

دوباره اعمال کردندوباره درخواست دادن

گذشته reapply؛ دوباره اعمال یا درخواست کردن

past tense of reapply; to apply again

«او دوباره برای همان شغل درخواست داد.»

She reapplied for the same job.

«رنگ پس از خشک شدن دوباره زده شد.»

The paint was reapplied after drying.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resubmitدوباره ارسال کردن

رایج. مخصوص ارسال دوباره مدارک یا درخواست‌ها.

Common. Used specifically for submitting documents or applications again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000