reap
/riːp/
verb (فعل)commonpast (گذشته): reapedpast participle (مفعولی): reaped-ing (حال): reaping3rd (سوم): reaps
فعل — درو کردن
درو کردنچیدن محصول
برداشت محصول از مزارع به وسیله بریدن و جمعآوری.
To cut and collect a crop from the fields.
«کشاورزان در اواخر تابستان گندم را درو میکنند.»
“Farmers reap wheat in late summer.”
«پس از رسیدن، برنج را برداشتند.»
“They reaped the rice after it ripened.”