rearming

re·arm·ing/riːˈɑːrmɪŋ/
re-againarmto equip with weapons-ingpresent participle / action or process
1verb (فعل)commonpast (گذشته): rearmedpast participle (مفعولی): rearmed-ing (حال): rearming3rd (سوم): rearms

فعل — مسلح کردن دوباره

مسلح کردن دوبارهتجدید قوا کردن

شکل حال استمراری فعل 'rearm' به معنای تأمین دوباره با سلاح‌های جدید یا بیشتر، یا تجهیز کردن خود با سلاح‌های جدید.

The present participle of 'rearm', meaning to supply with new or more weapons, or to equip oneself with new weapons.

«ملت به سرعت در پاسخ به تهدیدات منطقه‌ای در حال مسلح شدن دوباره بود.»

The nation was rearming rapidly in response to regional threats.

«پس از جنگ، کشور شروع به تجهیز مجدد نیروهای خود کرد.»

After the war, the country began rearming its forces.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mobilizingبسیج کردن

رایج. وقتی به آماده‌سازی برای جنگ یا عملیات اشاره دارد، قابل جایگزینی است، که اغلب شامل مسلح کردن دوباره نیز می‌شود، اما شامل سایر آمادگی‌ها نیز هست. مثال "بسیج کردن نیروها برای دفاع" صحیح است.

Common. Interchangeable when preparing for war or action, which often involves rearming, but also includes other preparations. 'Mobilizing troops for defense' works.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — تجهیز تسلیحاتی مجدد

تجهیز تسلیحاتی مجددباز تسلیح

فرایند تأمین یا تجهیز با سلاح‌های جدید یا بیشتر.

The process of supplying or equipping with new or more weapons.

«این پیمان مسلح شدن مجدد کشورهای دشمن سابق را ممنوع می‌کرد.»

The treaty prohibited the rearming of former enemy states.

«نگرانی‌ها در مورد تجهیز تسلیحاتی غیرقانونی گروه‌های شورشی افزایش یافت.»

Concerns grew over the illicit rearming of rebel groups.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rearmamentتجدید تسلیحات

رایج. یک مترادف مستقیم است و به طور خاص به عمل یا فرایند تسلیح مجدد یک کشور یا نیروهای نظامی آن اشاره دارد. مثال "دوره تسلیح مجدد سریع" کاملاً صحیح است.

Common. A direct synonym, referring specifically to the act or process of rearming a country or its military forces. 'A period of rapid rearmament' works perfectly.

militarizationنظامی‌سازی

رسمی. اگرچه معنای گسترده‌تری دارد، اما وقتی مسلح کردن مجدد بخش کلیدی افزایش قدرت و آمادگی نظامی باشد، قابل جایگزینی است. مثال "افزایش نظامی‌سازی مرز" صحیح است.

Formal. While broader, it can be interchangeable when rearming is a key part of increasing military strength and readiness. 'Increased militarization of the border' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000