rearward

rear·ward/ˈrɪər.wərd/
rearthe back part-warddirection towards
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more rearwardsuperlative (عالی): most rearward

صفت — عقبی

عقبیپشتیخلفی

مربوط به قسمت پشت یا عقب چیزی بودن.

Located at or directed toward the back or rear part.

«وسیله نقلیه پنجره‌ای در عقب داشت تا پشتش را ببیند.»

The vehicle had a rearward window to see behind.

«آنها روی صندلی‌های عقب سالن نشستند.»

They sat in the rearward seats of the theater.

تفاوت با واژه‌های مشابه
backwardعقب‌نشین

متداول. وقتی درباره موقعیت مکانی استفاده شود با rearward قابل تعویض است، اما backward در معنی تاخیر یا کندی هم به کار می‌رود.

Common. Often interchangeable with 'rearward' when describing position, but 'backward' also implies delay or slowness in other contexts.

متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): placeadjective (صفت): rearwardposition (جایگاه): end

قید — به سمت عقب

به سمت عقبخلفاً

به سمت عقب یا قسمت پشتی بودن یا حرکت کردن.

Directed or situated toward the rear or back.

«سربازان پس از حمله به سمت عقب حرکت کردند.»

The soldiers moved rearward after the attack.

«دستگاه‌ها را کمی به سمت عقب حرکت دهید تا تعادل بهتری داشته باشد.»

Shift the controls slightly rearward for better balance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
backwardبه عقب

متداول. معمولا به صورت متبادل با rearward برای اشاره به جهت عقب استفاده می‌شود اما backward در محاوره بیشتر رایج است.

Common. Often used interchangeably with 'rearward' to indicate direction toward the back, but 'backward' is more frequent in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000