rearward
صفت — عقبی
مربوط به قسمت پشت یا عقب چیزی بودن.
Located at or directed toward the back or rear part.
«وسیله نقلیه پنجرهای در عقب داشت تا پشتش را ببیند.»
“The vehicle had a rearward window to see behind.”
«آنها روی صندلیهای عقب سالن نشستند.»
“They sat in the rearward seats of the theater.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. وقتی درباره موقعیت مکانی استفاده شود با rearward قابل تعویض است، اما backward در معنی تاخیر یا کندی هم به کار میرود.
Common. Often interchangeable with 'rearward' when describing position, but 'backward' also implies delay or slowness in other contexts.
متضادها
قید — به سمت عقب
به سمت عقب یا قسمت پشتی بودن یا حرکت کردن.
Directed or situated toward the rear or back.
«سربازان پس از حمله به سمت عقب حرکت کردند.»
“The soldiers moved rearward after the attack.”
«دستگاهها را کمی به سمت عقب حرکت دهید تا تعادل بهتری داشته باشد.»
“Shift the controls slightly rearward for better balance.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. معمولا به صورت متبادل با rearward برای اشاره به جهت عقب استفاده میشود اما backward در محاوره بیشتر رایج است.
Common. Often used interchangeably with 'rearward' to indicate direction toward the back, but 'backward' is more frequent in everyday speech.