rearranged

re·ar·ranged/ˌriː.əˈreɪndʒd/
re-againarrangeto put in order-edpast tense or past participle
adjective (صفت)common

صفت — مرتب‌شده دوباره

مرتب‌شده دوبارهدوباره چیده شده

به گونه‌ای متفاوت از قبل مرتب شده یا سازماندهی شده.

Having been arranged differently than before.

«وسایل به گونه‌ای چیده شدند که فضای بیشتری ایجاد شود.»

The furniture was rearranged to make more space.

«او فایل‌ها را روی میز مرتب کرد.»

He rearranged the files on his desk.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reorderedاز نو مرتب‌شده

رایج. معنی مشابه، به تغییر ترتیب اشیاء اشاره دارد.

Common. Similar meaning, refers to changing the order of things.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000