reordered

re·or·dered/ˌriːˈɔːrdərd/
re-againorderto arrange or request
verb (فعل)commonpast (گذشته): reorderedpast participle (مفعولی): reordered-ing (حال): reordering3rd (سوم): reorders

فعل — دوباره سفارش دادن

دوباره سفارش دادنمرتب کردن مجدد

دوباره مرتب کردن یا دوباره درخواست دادن.

Arranged again or requested again.

«او فایل‌ها را برای نظم بهتر دوباره مرتب کرد.»

She reordered the files for better organization.

«بعد از دریافت محصول معیوب، دوباره آن را سفارش دادم.»

I reordered the product after it arrived damaged.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000