recapture

re·cap·ture/ˌriːˈkæptʃər/
re-againcaptureto catch or seize
verb (فعل)commonpast (گذشته): recapturedpast participle (مفعولی): recaptured-ing (حال): recapturing3rd (سوم): recaptures

فعل — دوباره به دست آوردن

دوباره به دست آوردنبازپس گرفتن

دوباره گرفتن یا کنترل چیزی پس از از دست دادن آن.

To capture or take control of something again after loss.

«ارتش پس از یک هفته شهر را بازپس گرفت.»

The army recaptured the city after a week.

«باید اعتماد عمومی را دوباره به دست آوریم.»

We must recapture public trust.

تفاوت با واژه‌های مشابه
retakeدوباره تصرف کردن

رایج. مخصوصاً برای مکان‌ها یا موقعیت‌ها استفاده می‌شود.

Common. Used especially for places or positions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000