retake

re·take/riːˈteɪk/
re-againtaketo get or capture
verb (فعل)commonpast (گذشته): retookpast participle (مفعولی): retaken-ing (حال): retaking3rd (سوم): retakes

فعل — دوباره گرفتن

دوباره گرفتندوباره انجام دادن

دوباره گرفتن یا انجام دادن چیزی مثل امتحان، عکس یا منطقه‌ای.

To take something again, such as a test, photograph, or territory.

«باید دوباره امتحان ریاضی را بدهم.»

I have to retake the math exam.

«آنها برنامه‌ریزی کردند زمین از دست رفته را دوباره تصاحب کنند.»

They planned to retake the lost land.

تفاوت با واژه‌های مشابه
redoدوباره انجام دادن

معمولی. اغلب با retake وقتی در مورد انجام دوباره کاری مثل امتحان یا عکس است قابل تعویض است.

Common. Often interchangeable with retake when referring to doing something again, like exams or photos.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000