retainer

re·tain·er/rɪˈteɪnər/
retainto keep-erone who does
noun (اسم)commonplural (جمع): retainers

اسم — نگهدارنده

نگهدارندهمهارکننده

ابزار یا قطعه‌ای که چیزی را در جای خود نگه می‌دارد.

A device or piece used to hold something in place.

«نگهدارنده دندان‌ها را مرتب نگه می‌دارد.»

The retainer keeps the teeth aligned.

«او بعد از درمان ارتودنسی از نگهدارنده استفاده کرد.»

He wore a retainer after orthodontic treatment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
holderنگهدارنده

روزمره. معنی کلی مشابه اما retainer معمولاً فنی‌تر است.

Everyday. Similar general meaning although retainer often more technical.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000